محمد قنبرى

328

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

تفسير ملّاصدرا - كه در 7 جلد منتشر شده - اثرى گرانسنگ و ناشناخته‌اى است . قدرت قلم و گستره پرداخت تفسيرى به جوانب معنايى آيات ، از ويژگىهاى ممتاز اين اثر است . به عقيده نگارنده ، در صورتى كه دست قضا مهلت و مجال كافى براى تكميل اين تفسير مىداد ، بدون ترديد به عنوان يكى از برترين تفاسير شناخته مىشد . مقارنه‌اى نه چندان گسترده ميان تفاسير ارزشمندى همچون تفسير الميزان با تفسير ملّاصدرا اثبات‌گر اين مدعاست كه مفسران پسين ، خواسته يا ناخواسته ، تحت تأثير افكار ملّاصدرا بوده‌اند . ژرفاى دانش و عمق نگاه ملّاصدرا در زمينه دانش‌هاى حديثى ، اعم از فقه الحديث ، رجال الحديث و مصطلحات حديث نيز شگفت‌آور است . با آن كه از اين شخصيت نامدار در موضوع شرح روايات ، بر حسب اطلاع نگارنده ، اثرى جز شرح اصول الكافى به يادگار نمانده ، اما همين اثر براى قضاوت دربارهء دانش حديثى ملّاصدرا از هر جهت كافى است . در عظمت جايگاه اين اثر گرانسنگ و بلنداى انديشه‌هاى حديثى صدرالمتألهين همين بس كه جامع معقول و منقول ، مرحوم علّامه شعرانى در حاشيه خود بر شرح ملّاصالح مازندرانى بر اصول الكافى - آنجا كه به آخرين حديثى مىرسد كه ملّاصدرا توفيق شرح آن را داشته است - چنين نوشته است : اين حديث ، آخرين حديثى است كه صدرالمتألهين شيرازى رحمه الله در اصول الكافى توفيق شرح آن را يافته است . او در اين شرح ، نوآورى داشته و در تبيين گفتار ائمه عليهم السلام دربارهء توحيد و مسائل اصولى ، مباحث برهانى را آورده ، نه ادلّه خطابى براى اقناع عوام . . . و آن كه در شرح پيشگام است ، بر ساير شارحان برترى دارد ؛ چه ، تمام آنچه در شرح‌هاى بعدى آمده ، يا از لفظ و عين عبارت و محتواى شرح ملّاصدرا برگرفته‌اند ، يا تنها از معنا و محتواى آن برگرفته و از مطالعه آن شرح ، الهام گرفته و مطالبى نزديك به آن را گفته‌اند . و هيچ‌كس از شارحان پس از اين حديث - كه شرح تحقيقى ملّاصدرا در آن پايان يافته ، شرح ژرف و تحقيقى به سان شرح احاديث پيشين ارائه نكرده‌اند ، مگر ياد كرد رخدادهاى تاريخى يا تفاسير لفظى يا به مناسبت نقل يك مطلب .